به نام تنها پناه آشفتگان ديارسرنوشت تقديم به توکه هنوزهم تکهxadاي ازآسمان درچشمانت،جرعهxadاي ازدريا دردستانت وتجسمي زيبا ازخاطره ايثار گلxadهاي سرخ درمعبدارغواني دلت به يادگارمانده است. نخستين چکه ناودان بلند يک احساس رادرقالب کلامي ازجنس تنفس باغچهxadهاي معصوم ياس به روي حجم سپيد يک دفترميxadريزم وآن رابا لهجه همه پروانهxad صفتxadهاي اين گيتي بيxadانتها به آستان نيلوفري دل زلالت هديه ميxadکنم. در پناه خالق نيلوفرها مهربان و شکيبا بماني عزیزم.
...........................
برچسب:
نویسنده: علی محبی